|
میعادگاه عشق گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنم ....من نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنم
|
چو قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک! من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر!!
**************** کامل غزل فاضل نظری چشم آهو چه مگر گفت به سرپنجه ی شیر
که شد از صید پشیمان و سر افکند به زیر
اگر از یاد تو جانم نهراسید ببخش زندگی پیش من ای مرگ! حقیر است حقیر
منّتی بر سر من نیست؛ اگر عمری هست پیش این ماهی دلمرده چه دریا چه کویر
چو قناری به قفس یا چو پرستو به سحر؟ هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر
از تهیدستی خود شرم ندارم چون سرو شاخه را دلخوشی میوه کشیده است به زیر
ما به نظم تو خطایی نگرفتیم ای شعر! تو هم آداب پریشانی ما را بپذیر
[ یکشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 23:38 ] [ جان نثار ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |