|
میعادگاه عشق گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنم ....من نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنم
|
در غارهای تنهایی بیهودگی به دنیا آمد خون بوی بنگ و افیون میداد زنهای باردار نوزادهای بیسر زائیدند و گاهوارهها از شرم به گورها پناه آوردند چه روزگار تلخ و سیاهی نان، نیروی شگفت رسالت را مغلوب کرده بود پیغمبران گرسنه و مفلوک از وعده گاههای الهی گریختند و برههای گمشده عیسی دیگر صدای هی هی چوپانی را در بهت دشتها نشنیدند. فروغ فرخزاد [ دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 18:26 ] [ جان نثار ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |